«گابريل گارسيا ماركز» امروز 84 ساله شد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «گابريل گارسيا ماركز» متولد ششم مارس 1927 در دهکده‌ي «آكارتا» در منطقه‌ي «سانتامارا» در کلمبياست. وي رمان‌نويس، روزنامه‌نگار، ناشر و فعال سياسي کلمبيايي است. او بين مردم کشورهاي آمريکاي لاتين با نام «گابو» يا «گابيتو» (براي تحبيب) مشهور است و پس از درگيري با رييس‌ دولت کلمبيا و تحت تعقيب قرار گرفتنش در مکزيک زندگي مي‌کند. او از چنان محبوبيتي در ميان مردم كشورهاي مختلف برخوردار است، كه مراسم‌هاي هنري و فرهنگي متعددي در اسپانيا و كشورهاي آمريكاي لاتين به مناسبت سال‌روز تولدش برگزار مي‌شوند.

«ماركز» در رشته‌ي حقوق تحصيلات عالي خود را آغاز كرد و پيش از آن ‌كه اولين رمانش را در سال 1924 منتشر كند، يك روزنامه‌نگار بود و به عنوان خبرنگار و دبير روزنامه‌هاي محلي «ال هرالدو» و «ال يونيورسال» فعاليت داشت.

نويسنده‌ي «صد سال تنهايي» بعد از آن ‌كه به عضويت انجمن نويسندگان و روزنامه‌نگاران «بارن كوييلا» درآمد، به‌عنوان خبرنگار فرامرزي در كشورهاي ايتاليا، فرانسه، هند، اسپانيا و آمريكا فعاليت داشت و همين امر باعث شد تا بيش‌تر عمر خود را در اروپا و مكزيك بگذارند و اكنون هم در مكزيكوسيتي ساكن است.

اولين اثر «گارسيا ماركز»، «داستان ملوان يك كشتي‌ غرق‌شده» بود، كه در قالب نوشته‌هاي روزنامه، در سال 1955 به چاپ رسيد. اين داستان سر و صداي زيادي ميان جامعه كلمبيا به همراه داشت. چندين نمونه از آثار «گارسيا ماركز» هم داستاني و هم غيرداستاني دسته‌بندي مي‌شوند، كه از آن جمله مي‌توان به «شرح يك مرگ پيشگويي‌شده» در سال 1981 و«عشق سال‌هاي وبا» در سال 1985 اشاره كرد.

اكثر آثار او در دنياي «گارسيا ماركز» حادث مي‌شوند؛ جايي‌كه شخصيت‌ها، مكان‌ها و وقايع از كتابي به كتاب ديگر انتقال يافته و نمايان مي‌شوند. به علاوه، رمان‌ها و مجموعه‌هاي داستان كوتاه زيادي از او، تاريخ حقيقي و ساختگي را توأم با هم دارند، كه همين امر تشخيص ژانرهاي آثار اين نويسنده را دشوار كرده است.

پرفروش‌ترين اثر «گارسيا ماركز»، «صد سال تنهايي» است، كه بيش از 10 ميليون نسخه فروش جهاني داشته است. اين كتاب داستان چند نسل از خانواده‌اي است كه در يك روستاي فرضي با نام «ماكوندا» در آمريكاي جنوبي زندگي مي‌كنند. او براي اين كتاب موفق شد در سال 1972 جايزه «Romulo Gallegos» را دريافت كند و يك دهه بعد، در سال 1982 توانست افتخار كسب جايزه نوبل ادبيات را به‌دست آورد.

در سال 2002، كتاب شرح حال «vivir para» را نوشت، كه انتظار مي‌رفت اولين جلد از سه‌گانه شرح حالش باشد. اين كتاب در همان سال پرفروش‌ترين كتاب در كشورهاي اسپانيولي‌زبان نام گرفت. نسخه انگليسي‌زبان كتاب با نام «زيستن براي بازگفتن» يا «زنده‌ام كه روايت كنم» در نوامبر 2003 به‌چاپ رسيد، كه آن هم كتابي پرفروش شد.

در سال 1999، پزشكان تشخيص دادند «ماركز» به سرطان غدد لنفاوي مبتلا شده است و همين بيماري موجب شد تا نگارش خاطراتش را آغاز كند. حتي در سال 2000، روزنامه «رپابليكا»ي پرو، خبر دروغين مرگ «گارسيا ماركز» را نيز منتشر كرد.

چند سال پيش هم «مايك نيوول» - كارگردان انگليسي - نسخه‌ي سينمايي كتاب «عشق سال‌هاي وبا» را در كلمبيا ساخت. اين کارگردان بعد از سال‌ها رفت ‌و آمد موفق شد با پرداخت 2 ميليون دلار امتياز ساخت اين اثر را از «مارکز» بخرد. او با سه سال دوندگي توانست رضايت‌خاطر اين نويسنده‌ي سخت‌پسند را براي اين فيلم جلب کند و اين اتفاق را جزو معجزات زندگي‌اش مي‌داند.

«نيوول» درباره اقتباس سينمايي‌اش مي‌گويد: «استفاده از اين اثر ادبي براي يک اقتباس سينمايي، مثل جوشانيده‌شدن در بين تمام استعارات جادويي‌اي بود که در هر صفحه از کتاب دميده شده‌اند. ساختار به‌هم‌تنيده‌ي رمان «مارکز» آن‌قدر غني است که اگر قرار بود تمام آن کتاب را به فيلم تبديل کنم، هرگز راهي براي خروج از امواج بي‌پايان طرح و رنگش نمي‌يافتم».

نويسنده‌ي «پاييز پدرسالار» اذعان كرده است كه بعد از خواندن كتاب «مسخ» كافكا در 19سالگي تصميم گرفت نويسنده شود و از همان زمان تصميم به خواندن رمان‌هاي مشهور جهان گرفت. به گفته‌ي او، اگر در 20 سالگي با نويسنده‌ي بزرگي چون «ويرجينيا وولف» آشنا نمي‌شد، شايد هرگز به سمت نويسندگي نمي‌رفت.

«ماركز» براي «داستايوفسكي» و «تولستوي» بيش از ديگر نويسندگان روسيه احترام قائل است. «بالزاك» و «فلوبر» را در مقايسه با ديگر بزرگان ادبيات فرانسه بيش‌تر مي‌پسندد. از چهره‌هاي ادبي انگليس نيز «جيمز جويس»، «ويرجينيا وولف» و «چارلز ديكنز» بيش‌تر نزد او محبوب هستند. اين در حالي است كه از ميان آثار نويسندگان آمريكايي، «ويليام فاكنر»، «جان اشتاين بك»، «ارنست همينگوي» و «شروود اندرسن« را سرآمد مي‌داند.

آثار منتشرشده‌ي «گابريل گارسيا ماركز» عبارت‌اند از:

رمان‌ها: در ساعت شيطان (1962)، صد سال تنهايي (1967)، پاييز پدرسالار (1975)، شرح يك مرگ پيشگويي‌شده (1981)، عشق سال‌هاي وبا (1985)، داستان ملوان يك كشتي غرق‌شده (1986)، عشق و ديگر شياطين (1994) و ...؛

داستان‌هاي كوتاه: زيباترين مرد غرق‌شده در جهان (1971)، آخرين سفر كشتي روح (1972)، مرگ ناگهاني در آن سوي عشق (1973)، داستان باورنكردني و غمناك ارنديناي بي‌گناه و مادربزرگ افسرده‌اش (1973)، درياي عصر گمشده (1974)، چشمان يك سگ آبي (1978)، شب مرغ باران (1978)، زني كه ساعت 6 آمد (1978)، رزهاي مصنوعي (1984)، بعدازظهر زيباي بالتازار (1984)، صحبت با آينه (1984)، يك روز بعد از شنبه (1984) و..؛

مجموعه‌هاي داستان كوتاه: كسي به سرهنگ نامه نمي‌نويسد، طوفان برگ، ارنديناي بي‌گناه، زايران غريب؛ غيرداستاني: رايحه گوياو (1982)، مخفيانه در شيلي (1987)، اخبار آدم‌دزدي (1996) و كشوري براي كودكان (1998).

انتهاي پيام

كد خبر: 8912-09912